حسین جان چه شوقی داشتی برای وصال
شوق دیدار معشوقت،و همین عشقت بود که دشمنت لعنت الله علیه در آستانه قتلگاه گفته «شغلتنی وجهه عن التفکرفی قتله»
و همین عشق بود...که از لحظه ولادت تا قیام مهدیت از داغ تو ناله سردادندو می دهند
همین عشق بود که حتی بعد علی اکبرت ان شبه پیغمبرت بازهم رو به اسمان لبخند زدی ((الهی رضا برضاک))
وهمین عشق بود که زینب...باور نکردنی است زینب بعد تو ! رو به اسمان می کند در کنار پیکر تو با سربلندی فریاد می زند:
((اللهم تقبل هذا القربان))
الله اکبر از این عشق
حسین چه کردی و می کنی با عاشقانت؟
که هنوز هم به عشقِِ ِ عشق تو و با نام تو عشق بازی می شود
و همین عشق بود که علی اکبر ها افرید
همین عشق بود که سرها از بدن جدا کرد
عباس ها با لب عطشان شهید شدند
و هزاران حر به لشگر حسینی پیوستند
مادران لباس رزم بر فرزندان پوشیدند و با دست خویش
انها را به میدان جنگ فرستادند
و سر انجام هم نهضت تو دوباره به پیروزی رسید
حسین جان به قربان نامت، تو را قسم به لحظه لقائت ما را هم از قربانیان مهدی فاطمه قرار ده.

 





برچسب ها : طلبگی و ..  , 
      

اکنون هنگامه  وداع رسیده است، اینگونه قدم برداشتن حسین  و اینسان پیش تو آمدن  خبر از فراقی عظیم می دهد

انچه باید تو با ان وداع کنی حسین نیست، وداع با حسین وداع با رسول الله است...با علی مرتضی است ..

وداع با صدیقه کبری است...وداع با حسن مجتبی است.

حسین می ایستد،  اما تو فرو می شکنی   ،حسین می نشیند اما تو فرو می ریزی

می دانی در پی این رفتن بازگشتی نیست و ناگهان به یاد وصیت مادر می افتی!

بوسه ای از گلوی حسین انگاه  که عزم رفتن  بی بازگشت را می کند

بر خیز،حسین را صدا بزن

با این شتاب که او پیش می راند دیگر صدای تو به گرد گامهایش نمی رسد

اما محال است خواهش خواهرانه تو عنان رفتنش را به سستی بکشاند

چگونه تن می دهد به دوباه نشستن می دهد؟ چگونه؟

اسم رمز!!!نام مادرتان زهرا(س)! تنها کلامی که می تواند او را بایستاند و بوسه گاه تو را دست یافتنی تر

-مهلا،مهلا یابن الزهرا. قدری درنگ..مهلتی ای فرزند زهرا

ایستاد، چه سر غریبی نهفته در این نام زهرا

احترام حضور توست یا حرمت زهرا که حسین را از اسب پیاده کرده  و بوسه گاه تو را دست یافتنی تر

حسین می رود.....

وای وای مشت بر پیشانی مکوب زینب اگر چه این سنگ که از مقابل میاید مقصدش پیشانی حسین است

فقط کاش حسین پیراهنش را به ستردن خون پیشانی بالا نیاورد و سینه اش طمع تیر دشمنان گردد

رویت مخراش زینب! مویت را پریشان مکن زینب

 مبادا لب به نفرین بگشاییو زمین و زمان را کن فیکون کنی

    

 





برچسب ها : طلبگی و ..  , 
      

آخرین جمعه سال قمری گذشت...یکسال دیگر گذشت منتقم خون حسین  (ع)نیامد
این المنتقم بدم المقتول بکربلا؟
در تشرفی از امام زمان عج سوال کردند اقا از مردم ایران راضی هستید؟
فرمودند به خاطر عاشورا که با همه ی وجود به میدان می ایند راضیم
مردم ایران با عاشورا عشق بازی می کنند درسشان را از عاشورا می گیرند،هر چه دارند از عاشورا دارند
حال دشمنان می ایندو قلم های زهر اگینشان را به سوی عاشورا می برند و می خواهند چیزی را که سبب خشنودی امام زمان  عج استاز ما بگیرندو
عقاید جوانان ما را سست کنند  اما هدفشان را مگر در خواب ببینند
تاریخ نشان داد هر که با کربلا در افتدآخر خطش است
هر کس با کربلا مبارزه کند به مرحله جنون و دیوانگی می رسد!
باید بگذارد و برود! امثال رضا خان و رضاخان ها
باید به هوش بود، مبادا با هر حرفی اشک بریزیم بیاندیشیم که چرا اشک می ریزیم؟
چرا امام حسین (ع)قیام کرد؟
 و ما  برای قیام فرزندش جهان را ایران را خودمان را !! آماده کرده ایم؟

                یا رب الحسین، بالحق الحسین  ، اشف الصدر الحسن ،بالظهور الحجه

                                      





برچسب ها : طلبگی و ..  , 
      

گشته زمین پر تلاطم   ماه محرم رسیده

برسینه هامون دوباره اندوه و ماتم رسیده

سوی بیابان نظر کن یک کاروانی تو راهه

یک کاروان عظیمی که بیرق اون سیاهه

از ره میاد صوت زنگش کم کم کم کم به گوشم

میگه به من یک خبر چین باید که مشکی بپوشم

جارو کنید هیئت ها رو حاجی میا د از مدینه

از بهر پیشواز حاجی دشمن حق در کمینه

اونها که در کاروانند قربونی لازم ندارن

همراه خود از مدینه عباس و اکبر میارن

آماده شید نوحه خونها شور حسینی بگیزید

گر صبر زینب ندارید از داغ مولا بمیرید





برچسب ها : طلبگی و ..  , 
      


پیامهای عمومی ارسال شده

+ چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! ..... ادامه شعر در وبلاگ

+ چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! ..... ادامه شعر در وبلاگ


[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]