طلبگی و دنیای عشق
 طلبگی و دنیای عشق

+ راه باز است

یکشنبه 23 تیر 1387 ساعت 9:58 عصر

سلام خدمت همه ی دوستان گرامی
ایندفعه اپ کردن وبلاگ خیلی طول کشید .شرمنده.
نمی دونم چرا دلم راضی نمی شد هر مطلبی بنویسم. یا راضیم نمی کرد
شایدم به خاطر تععدد وبلاگ باشه.به هر حال شرمنده.


ولادت حضرت علی (ع) تبریک عرض می کنم انشالله از رهروان ان حضرت باشیم.
بریم سر بحثمون


                             
تیترو همونطور که دیدید : راه باز است...
خیلی ها فکر می کنن که ائمه از غیر ما بودن یا جدای از ما بودن یا نمیشه مثل اونا شد!
ولی حقیقت اینه که اینطور نیست ما هم می تونیم مثل اونا باشیم
                 اما  نابرده رنج گنج میسر نمی شود..
ای برادر!!راه سختی نیست اما زحمت داره،
زحمتشم تو گناه نکردنه،یکی از علما دقیقا اسم یادم نیست فرمودند:
من از وقتی که بالغ شدم هیچ مکروهی از من سر نزده
پس مشخصه که میشه کار کرد.
اگه کارامونو در روزمره مراقبت کنیم
طبق احکام عمل کنیم. ..کم کم خدا وقتی ببینه بندش یه قدم برداشته
خدا ده قدم بر می داره اما..اما بعضی وقتا یادمون میره واسه چی اومدیم تو دنیا
من کیم آمدنم بهر چه بود؟         به کجا میروم آخر ننمایی وطنم ..
فکر کردن در اینکه من کیم و از کجا اومدم چرا اومدم و باید چی کار کنم؟
بعضی از ماها هم هم عادت کردیم رساله ای عمل کنیم.
این کار که اشکالی نداره حلاله!!تو اخلاقم وارد بشی بد نیستا!
بابا پشتک زدنم حلاله ها؟ اما شانیت انسان بالاتر از ایناست
البته گام به گام...
رب زدنی علما و توفیق عملا


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ یا ایها الفاطمیون

شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 7:16 عصر

شما هم جزو فاطمیونی؟


خیلی ها !شاید ما !هم جزوشون باشیم  فاطمی بودن رو و خادم الزهرا بودن را افتخار خودمون می دونیم  غافل از اینکه شاید جزو فاطمیون نباشیم ،یعنی پیرو راه خانم نباشیم تو فرهنگ فاطمی نباشیم یه نگاهی بندازیم و ببینیم و سعی کنیم که انشاالله ما هم جزو فاطمیون باشیم:



1- در فرهنگ فاطمه نیازهای معنوی بر نیازهای مادی اولویت دارند(اونقدر که حواسمون به مادیات و خودمون هست به معنویاتمونم همونقدر توجه داریم ؟معنویات اولویت دارند تو کارا؟)


2- نیازهای روحی بر نیاز های جسمانی اولویت دارد(اونقدر که نگران جسممون هستیم و تا یه چیزی می شه میریم دکتر ،واسه بیماری های روحیمونم دکتر میریم؟ )


3-نیازهای دنیوی بر نیازهای اخروی اولویت دارد


4- نگاه ها و نگرش ها ،نگاه های باطنی است قضاوت ها و انتخاب ها بر باطن صورت می گیرد(چقدر تو برخوردهامون ظاهر افراد و می سنجیم؟؟!!)


5- فرهنگ عشق به خدا و اهل بیت بر خود اولویت دارد


6- در فرهنگ فاطمه ،عدالت بر صدقه دادن اولویت دارد(عدالت همه جا ! اگه تو زندگی و برخوردامون عدالت داشته باشیم دیگه نیازی به صدقه نداریم  مثل اینکه دل یکی رو بشکنیم بعد بخوایم با صدقه دادن و گل خریدن راضیش کنیم . چرا از اول دقت نکنی؟)


                                           


7-واجبات بر مستحبات اولویت دارد(خیلی وقتا که حوا سمونم نیست مستحبات ما رو از واجبات میندازن!!!)


8- بنده ی خدا بودن و آزادی در بندگی غیر خدا.رضای خداوند شرط است در کارها.(علیکم بالاخلاص)


                  «« هر کس بخواهد جزو فاطمیون باشد اولویت های فاطمه را اولویت می داند.»»


انشاالله بتونیم با رعایت کردن و جمع کردن حواسمون به خودمون همونی بشیم که انشاالله لبخند رضایت خانمو ببینیم.


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ از امام به طلاب

سه‏شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 12:7 صبح

سلام.


دنبال مطلبی بودم که از امام بنویسم ...که به نامه ی امام به خانم فاطمه طباطبایی رسیدم یه تلنگری باشه برای ما طلبه ها و...:
 «سرگرمی به علوم حتی عرفان و توحید اگر برای انباشتن اصطلاحات است-که هست- و برای خود این علوم است،سالک را به مقصد نزدیک نمی کند که دور می کند{ العلم هو حجاب اکبر} و اگر حق جویی و عشق به او انگیزه است که بسیار نادر است،چراغ راه هست و نور هدایت (العلم نور یقذفه فی قلب من یشا) و برای رسیدن به گوشه ای از آن تهذیب و تطهیر و تذکیه لازم است
تهذیب نفس و تطهیر قلب از غیر او،چه رسد به تهذیب اخلاق ذمیمه که رهیدن از آن بسیار مجاهده می خواهد  و چه رسد به تهذیب عمل از آنچه خلاف رضای اوست و مواظبت به اعمال صالحه از قبیل واجبات که در راس است و مستحبات به قدر میسور وبه قدری که انسان را به عجب و خورد خواهی دچار نکند»


                                          


                                      گر  خمینی رفته از دستم... دل به پیر خامنه بستم


                                      تا که جان دارم خدا داند...  پیرو سید علی هستم


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ مادر! مرا از عاشورا مترسان

پنجشنبه 2 خرداد 1387 ساعت 10:39 عصر

مادرنگو که((مصیبتی چون مصیبت تو نیست)).اولین ابرهای تیره فتنه زمانی اشکار شد که پیامبر در بستر ارتحال افتاد. جسد مطهر پیامبر هنوز بر زمین بود که ابرهای تیره در آسمان پدیدار شد و باران فتنه باریدن گرفت...


هیزم فراهم شد وآتش از سرو روی خانه بالا رفت. محال بود کسی نداند آنکه پشت در ایستاده پار? تن رسول الله است. وقتی آتش از در خانه بالا رفت، عمر اتش بیار معرک? ابوبکر، ان چنان به در حریم نبوت لگد زد که فریاد تو از میان در و دیوار به اسمان رفت.


                                
        مادر! مرا از عاشورا مترسان. مرا به عاشورا دلداری مده .
        کربلا اینجاست !عاشورا اینجاست !
        اگر علی اینجا تنها نماند که حسین در کربلا تنها نمی ماند. مادر در کربلا هیچ زنی میان درو دیوار قرار نمی گیرد.نگو گریه نکن مادر! باید مرد در این مصیبت، باید هزار بار جان داد.
        ما سخت جانی کرده ایم  که تا کنون زنده ایم. در عاشورا کودک شش ماهه به شهادت می رسد ،اما تو کودک نیامده ات(محسن) به شهادت می رسد. من کربلا را میان درو دیوار دیدم. بعد از این هیچ کربلایی نمی تواند دل مرا بسوزاند...


                                                    آجرک الله یا مولای یا صاحب الزمان


 


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ توصیه های طلبگی...

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 ساعت 11:48 عصر


از خدا بخواهید به شما لذت مناجات بدهد. شبی نماز شب شهید ثانی قضا شد، ایشان ‏از خواب بیدار شدند و گریه کردند و ناراحت شدند و گفتند: خدایا مگر من چه کرده بودم ‏که از این توفیق باز ماندم؟ اما این‏که چرا برای نماز شب خواب می‏مانیم؛ یکی از علل آن ‏گناه است. امام باقر (علیه‏السلام) فرمودند:شخصی نزد حضرت علی (علیه‏السلام) آمد ‏و عرض کرد که من از نماز شب محروم شده‏ام، حضرت به او فرمودند: گناهانت تو را اسیر ‏کرده است


استاد ما حاج شیخ‏علی‏اکبر برهان (ره) فرمودند: یک کارگر، صبح تا ظهر کار می‏کند، ظهر ‏چند دقیقه سرش را می‏گذارد زمین، خستگی او رفع می‏شود، دوباره تا شب کار می‏کند. ‏ما ساعت‏ها می‏خوابیم ولی باز حوصله و توانِ برخاستن نداریم، علتش این است که ‏گناه، ما را خسته کرده است و نمی‏توانیم برای نماز شب بلند شویم: امام ‏صادق(علیه‏السلام) فرموده‏اند: آدمی گاهی یک دروغ می‏گوید، پس به سبب آن از نماز ‏شب محروم می‏شود،
 وقتی از نماز شب محروم شد از روزی هم محروم می‏شود. ‏گاهی هم خداوند متعال برای این‏که انسان تکبر نکند و مغرور نگردد،
نمی‏گذارد بیدار شود ‏ولی این مسأله، از یکی دو شب بیشتر نیست.
استاد ما حاج‏شیخ‏علی‏اکبر برهان (ره) فرمودند: شبی به مهمانی رفتم، شام خوردیم، ‏بعد تشک انداختند که بخوابیم.
رفتم در رختخواب، دیدم به حدی تشک نرم است که در ‏تشک گم می‏شوم بلند شدم گفتم بابا! من می‏خواهم سحر بلند شوم، این تشک را جمع ‏کنید.
 بله{{ اگر غذای چرب بخورید، یا جای گرمی بخوابید، این هم نمی‏گذارد بلند شوید، ‏خواب زیاد هم خواب می‏آورد}}.
شب، غذا کم و سبک بخورید تا سحر حال داشته باشید.
 ‏نافله صبح را هم سعی کنید که ترک نکنید و اگر می‏توانید همه نوافل را بخوانید.‏
اهل سنت مقید به نافله هستند، مبادا ما از آن‏ها عقب باشیم
                                                                                درس اخلاق.آیت الله مجتهدی.شادی روحشان صلوات.


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ راز چهار مرغ ابراهیم(ع)

جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 1:30 عصر

داستان حضرت ابراهیم و در خواست ایشان از خداوند اینگونه بود
((بار پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد.
خداوند فرمود:باور نداری
حضرت فرمود:باور دارم می خواهم دلم آرام گیرد.خداوند هم دستور دادند چهر مرغ بگیر  و انها را بکش
و گوشت انها را قطعه کن و با هم مخلوط کن و هر قسمت را بر کوهی بگذار و پس از ان انها را به نزد خود بخوان.
تا شتابان به سوی تو پرواز کنند و آنگاه بدان که خداوند بر همه چیز تواناو به حقایق امور عالم دانست
.)) (بقره ایه 261)
این ظاهر داستان  بود که بار ها هم شنیدید! و اما ان چهار مرغ که عبارتند از:کرکس و اردک و طاووس و خروس
و اما باطن داستان!!!
حال این چهار مرغ این حیوانات ،بیانگر چه خلق و خوی زشتی هستند؟
                           ترا هر چهر مرغ اندر نهادست     که روحت از عروجش افتادست. *
با تامل در خصوصیات این حیوانات دانسته می شود که اینها حاوی صفاتی هستند که وجود اانها در انسان رذیله محسوب می شود واو را مستحق عقاب خواهد کرد


مثلا صفت بارز خروس شهوترانی است که وجود آن افراط در شهوت است.شهوت در انواع مختلف آن:چه شهوت شکم .شهوت حرف زدن،خوابیدن،جنسی و ...و در انسان جزو صفات رذیله است.  


                        


 


و یا خصوصیات غالب در طاووس که میل به زرو زیور و نقش و نگار زیبایی و تجمل خواهی و کبر و خودخواهی است که در انسان جزو خصوصیات ناپسند است.


همینطور صفت لجن خواری در اردک و مرده خواری و اماده خواری کرکسدر این حیوانات بیشتر به چشم می خورد. و هر یک از آنها در انسان مانع رسیدن به کمال لایق انسانی است.باید این صفات را کشت تا بتوان رشد کرد.


ان مرغ ها کشته شدند و دوباره زنده گشتند یعنی اینکه نه اینکه بعضی امیال را سرکوب کرده بلکه هر یک در حد اعتدال که مانع رشد نگردد.


                                  بکش این چهار مرغ بی ادب را                 که تا یابی حیات بوالعجب را*


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


*(استاد علامه حسن زاده آملی)


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ طلبه شویم!!!

جمعه 9 فروردین 1387 ساعت 10:27 عصر


 در میان نمازهای نافله، در مورد نافله شب بیشتر سفارش شده است. اگر هیچ نافله‏ای ‏نمی‏خوانید لااقل نافله شب را ترک نکنید. سحر بلند شوید، مانند خروس‏ها که برای ذکر ‏خدا بیدار می‏شوند. اگر حوصله ندارید یازده رکعت بخوانید، لااقل یک رکعت آخر را بخوانید، ‏اگر باز هم حوصله ندارید، بلند شوید و یک «یا رب» بگویید و بخوابید. سحرها بلند شوید و ‏استغفار کنید و قرآن بخوانید.‏


                                        
جوانی در مسجد گوهرشاد از من پرسید: اگر لباسْ چربی بگیرد با صابون یا مواد پاک‏کننده ‏آن‏را پاک می‏کنیم، اگر قلب ما زنگار گرفت چگونه آن را جلا بدهیم؟ گفتم سحرها قرآن ‏بخوان و استغفار کن. حضرت رسول اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله) می‏فرمایند: قلب‏ها زنگ ‏می‏زند، همان‏طور که آهن زنگ می‏زند، و همانا جلای آن‏ها قرائت قرآن است.اگر دیگران ‏شما را برای نماز صبح بیدار کنند به درد طلبگی نمی‏خورید. به شما جسمانی هم ‏نمی‏شود گفت، چه رسد به روحانی. وقتی ما طلبه بودیم هرشب چندبار برای نماز شب ‏از خواب می‏پریدیم. یک بار ساعت را که به پهلو بر روی زمین قرار داشت، اشتباهی دیدم ‏و بلند شدم، و با عجله نماز شب خواندم و کارهایم را کردم و به مسجد رفتم ولی دیدم ‏در بسته است. از شخصی پرسیدم درب مسجد چرا بسته است؟ گفت: آقا! یک ساعت و ‏نیم به اذان صبح مانده است. آن‏قدر در خیابان قدم زدم تا درب مسجد را باز کردند.‏
از خدا بخواهید لذت عبادت و نماز شب را به شما بچشاند، آن وقت دیگر لازم نیست که ‏ساعت کوک کنید. ما که ساعت کوک می‏کنیم مریض هستیم، روحمان مریض است، مگر ‏خروس ساعت کوک می‏کند؟!‏
                             کم ز خروسی مباش، مُشت پَری بیش نیست      ‏ از سر شب تا سحر ذکر خدا می‏کند
درس اخلاق  ایت الله مجتهدی ،شادی روح ایشان صلوات.
خداوند به همه ما توفیق عمل بدهد.
 


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ بهار تو هم نزدیک است؟

چهارشنبه 22 اسفند 1386 ساعت 11:29 عصر

بوی بهار رو می تونی با تمام وجودت حس کنی.


و می تونی تو جنب و جوش مردم برای اماده شدن یه سال جدید ببینی.


همه چیز در حال نو شدنه ..


و بهار کم کم از راه می رسه. بعد از یه زمستون سرد بهار زیبا با هوای مطبوع و عطر گل ها


نمی دونم ایا بهار ما هم از راه می رسه یا نه؟


                                                                    السلام علی ربیع الانام   سلام بر بهار مردم


                    


در یکی از زیارت ها از امام زمان به عنوان ربیع الانام  یاد شده است«السلام علی ربیع الانام» سلام بر بهار مردم. بهار فصل اعتدال است فصل بهار حرارت تابستان را ندارد و سرما و سوز و گداز زمستان را ندارد و خزان و مردگی پاییز را.
دل هر انسانی چهار فصل  است یادر شدت شهوت:چه شهوت در کلام چه در طعام چه شهوت در دنیا و مسائل مادی این دل دل تابستانی است به درد خدا و امام زمان نمی خورد بعضی دلها همیشه زمستانی هوایی ابری پر رعد و برق و سرد دارد این دل دل مرده است دل زمستانی مثل زمینی می ماند که مرده است این دل هم به درد نمی خورد. دل پاییزی پژمرده است عشق ندارد محبت ندارد این دل هم فایده ای ندارد
دلی ارزش دارد که معتدل باشد از گناه و آلودگی و رذایل اخلاقی نجات پیدا کند و از مردگی اخلاص یابد . امام سجاد در مناجات تائبین می فرماید:«خدایا جنایت عظیم  گناه و رذایل اخلاقی قلب مرا میرانده قلب من دیگر احساس حیات نمی کند دیگر نمی تواند حقایق و معرف را بگیرد
می دانید بهار دل چیست؟چه زمانی شکوفا می شود هر زمانی که امام زمان عجل الله فرجه الشریف وارد این دل شود.


                                                        


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ هیچکس جز او...

دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 11:52 عصر

اشک در  چشمان امام سجاد(ع) حلقه زده است.


نگاه عمه به او می افتد


چه شده پسر برادر؟


به گوشه ای اشاره می کند


دردانه حسین بر جانماز پدر نشسته و ...


چشمان زینب (ع)می بارد.گویی یادراور چیزی شده


چه شده عمه جان؟


چقدر تاریخ زود تکرار می شود. گویی همین دیروز بود که من بر جانماز مادرم نشسته بودم


اما ان زمان پدرم بود و مرا در اغوش گرمش ارامم کرد.


اما امروز..


 چه کسی جز حسین (ع)، مرحم زخمهای رقیه (ع) خواهد شد؟


       


 


 


 


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ فهم زینبی

دوشنبه 8 بهمن 1386 ساعت 11:34 عصر

غروب عاشورا بود. امام سجاد چشم به عمه دوخته؟
صبح همین امروز همه بودند، اقا حسین، اکبر.... اما حال هیچ کس نیست همه رفته اند
زینب مانده است و کودکان و زنان که همه چشم به زینب دوخته اند که دختر فاطمه و علی چه می کند با این مصیبت عظیم.؟
عمه ام چه خواهد کرد....
غروب عاشورا بود......
زینب ناگاه به خاک می افتد
اللهم لک حمد ، حمد الشاکرین.......
خدایا به ما هم فهمی زینبی عطا کن.


                                  


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ آماده ای؟؟

پنجشنبه 20 دی 1386 ساعت 11:33 صبح

محرم از راه رسید...


خیلی ها وقتی به هم می رسند میگن محرم داره میاد اماده ای؟


حالا منم به شما میگم محرم از راه رسیده آماده ای؟


خب به نظرت آمادگی یعنی چی؟ یعنی معرفت داشتن؟


خب معرفت داشتن یعنی چی؟


اصلا آمادگی یعنی چی؟ محرم از راه رسید مگه نه اینکه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا؟


تا وقتی که قائم آل محمد از فرزندان امام حسین قیام نکنند کل یوم عاشوراست.


شاید محرم بهانست. برای یه تجدید بیعت دیگه . یه یاداوری به ما هایی که غرق دنیا شدیم


اینجاست که حرف امام رو باید تکرار کرد


این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. یه تذکر برای ماهایی که یادمون رفته


...عاشورا حرفای زیادی داره اما بستگی به معرفت هر کسی داره که چقدر بر داره


به قول یکی از اساتید هر کس به اندازه ظرفیتش . یکی یه قطره ، اما یکی وجودش دریاست.


«خدایا به ما معرفت بده تا محرم رو درک کنیم و کمکمون کن معرفت ما همراه با عمل باشه.»


شاید آمادگی به این میگن خدایا یه محرم دیگه از راه رسید کمکون کن این محرم شناختم بیشتر بشه


یادتون نره اون اشکی که با معرفت ریخته بشه خیلی ارزش داره،اشکی که رو خودت تاثیرشو ببینی.


یا علی . ما رو هم دعا کنید.


آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند... همین یه جمله .


 یا زینب کبری مدد خانم.


 


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ یک زن و چند شوهر؟!

یکشنبه 2 دی 1386 ساعت 9:58 صبح


روزى در حدود چهل نفر از زنان قریش گرد آمده و به حضور على (ع ) رسیدند گفتند: یا على چرا اسلام به مردان اجازه چند زنى داده است اما به زنان اجازه چند شوهرى نداده است ؟
آیا این امر یک تبعیض ناروا نیست ؟
على (ع ) دستود داد: ظرفهاى کوچکى از آب آوردند و هر یک از آنها را به دست یکى از زنان داد سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف بزرگى که وسط مجلس گذاشته بود و خالى کنند.
دستور اطاعت شد آنگاه فرمود: اکنون هر یک از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر کنید، اما باید هر کدام از شما عین همان آبى که در ظرف خود داشته بر دارد.
گفتند: این چگونه ممکن است ؟ آبها با یکدیگرمخلوط شده اند و تشخیص ‍ آنها ممکن نیست .
على (ع ) فرمود: اگر یک زن چند شوهر داشته باشد خواه ناخواه با همه آنها همبستر مى شود و بعد آبستن مى گردد، چگونه مى توان تشخیص داد که فرزندى که بدنیا آمده است از نسل کدام شوهر است .


     
((البته این بهترین و ساده ترین دلیلى بود که آن حضرت براى آنان اقامه کرده است وگرنه از جهتى دیگر: زن مانند مرد نیست که فقط بر اساس نیاز غریزه جنسى تن به ازدواج دهد بلکه زن بیشتد از غریزه جنسى به محبّت و عاطفه مى اندیشد و لذا زن در چند شوهرى هرگز نمى توانسته است حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکارى یک مرد را نسبت به خود جلب کند. از این رو چند شوهرى نظیر روسپى گرى همواره مورد تنفر زن بوده است . علاوه بر این چند شوهرى نه با تمایلات و خواسته هاى مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و تمایلات زن. )) 


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ دارالشّفای آل محمّد

جمعه 25 آبان 1386 ساعت 3:24 عصر


                                       


                                                                                                                                                  


طلبه ای که در مضیقه ی مالی قرار گرفته بود پیش من آمد و بعد از بیان مشکلاتش فهمیدم او باید متوسّل به علی ابن موسی الرضا(ع) بشود لذا به او گفتم: به مشهد زیارت امام رضا(ع) برود بعد از مدتی او از سفر بازگشت و به دیدن من آمد از او سؤال کردم در این سفر اتّفاق خاصی نیفتاد و چیزی ندیدی و یا اینکه چیزی در قلب تو ملهم نشد؟ گفت: خودم چیزی ندیدم امّا عدّه ای زائر که از اطراف لرستان به مشهد آمده بودند کنار ضریح مطهّر مشغول خواندن زیارتنامه بودند کسی با صدای بلند می خواند و همه تکرار می کردند شخصی کنار آنها ایستاده بود و به یک نقطه ی حرم خیره شده بود مجذوب او شدم به پیش او رفتم حال عجیبی داشت مدتی که گذشت دیدم این آقا زیرلب به طرف آن نقطه که خیره شده بود میگوید: آقا جان شما بفرمایید بنشینید خسته میشوید! به او گفتم با کی حرف میزنی؟ گفت: با امام رضا(ع)! مگر نمی بینی کنار ضریح ایستاده و کسانی که وارد حرم میشوند یک دستی بر سر آنها می کشد.


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ تولد دوباره داشته ای؟

دوشنبه 9 مهر 1386 ساعت 7:28 عصر

از قول یکی از علما:
یکی از آقایان می گفت: از آقا پرسیدم اولین مکاشفه ای که برای شما رخ داد کجا و چگونه بود؟ ایشان فرمود: در حرم حضرت رضا علیه السّلام بودم از آقا خواستم چیزی را در این مسیر ( یعنی مسیر لقاء و ملاقات با اولیاءالله را)، صدایی آمد که هنوز اوضاع درون گل آلود است، تصفیه و مراقبت بیشتر می خواهد. این مکاشفه مثل مکاشفه مرحوم حاج ملا محمد اشرفی مازندرانی است که توسط فردی از امام رضا علیه السّلام مقامات عرفانی را خواسته بود به واسطه می گویند: به ملا محمد اشرفی بگو:
     آیینه شو جمال پری طلعتان طلب               جاروب کن خانه سپس میهمان طلب
تا کسی دو مرتبه زاییده نشود و از این عادت متعارف طبیعت و اوضاع و برنامه عادی مردم خاکی بیرون نیاید با ملکوت عالم آشنا نگردد. عیسای مسیح می فرماید:« لَنْ یَلِج مَلَکُوتَ السَّموات مَنْ لَمْ یُولَد مَرَّتَین» به ملکوت آسمانها نرسد آنکه دوبار متولد نشده باشد.


باید از عادات حیوانی خروج کرد و ماه رمضان نیز این فرصت را محیا کرده است ..


و حال نوبت ماست ..؟! که چگونه از این فرصت ها استفاده کنیم.


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ سوال پیامبر در معراج؟؟

پنجشنبه 28 تیر 1386 ساعت 12:3 عصر

به نام خداوند بخشنده و مهربان


همیشه وقتی وبلاگایی رو می دیدم که دیر آپ میشد ایراد می گرفتم حالا خودمم


اوایل که موقع امتحانات بود و بعدشم اردوی مشهد و حادثه ...


الحمد الله سفر خوب و عبرت آموزی بود و قطعا بی حکمت نبود ..بشکست اگر دل من به فدای چشم مستش


 پیامبر در معراج اولین سوالی که از خداوند پرسیدند  فرمودند: بهترین اعمال چیست؟


 خداوند فرمودند :بهترین عمل بنده آن است که در کار ها به من تو کل کند.


توکل به این معناست که بنده چشم امید جز به خالق خود نداشته باشد و کارهای خود را به او واگذار کند


((الیس الله بکاف عبده...)) آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟


ممکنه توکل کنیم و بعد نتیجه کار ما رو ناراحت کنه که اینجا هم خدا می فرماید:


(( چه بسیار شر را از شما دور می کنیم که باعث ناراحتی شما می شود...


همیشه اون چیزی پیش میاد که خیر ما در اونه و جز خدا نمی دونه.. وفتی توکل می کنی هر چیزی که


پیش می یاد به خدای خیر خواهت اعتماد داشته باش.  حسبنا الله و نعم الوکیل


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ و فاطمه را گم کردند و امامشان را ؟!

سه‏شنبه 29 خرداد 1386 ساعت 10:58 صبح
خداوند فاطمه (س) را فرستاد تا دردانه ی این منظومه باشد و رضایتش را در رضایت او قرار داد و غضبش را در غضب او. مسلمین در سایه رحمت پروردگار بودند تا این که فاطمه(س) را آزردند فاطمه(س) را به خشم آوردند. رحمت فروختند و غضب خریدند. گم شدند. در بیابان های حیرت و ضلالت سرگردان شدند. خدا بر آنان خشم گرفته بود آنان فاطمه (س) را آزرده بودند. آنگاه آنان فاطمه (س) را گم کردند گفتند: مزارش نا پیداست ، غایب است. امامشان را گم کردند گفتند : ناپیداست ، غایب است. همه فاطمه(س) را گم نکرده بودند در دل شب آنگاه که مردمان ، مردم غافل از فاطمه (س) خفته بودند ، هفت تن در جوار پیکر فاطمه(س) بودند و نگاهشان به گام های علی (ع). بعدها هم همینان مزار فاطمه (س) را می شناختند. امروز هم همه امامشان را گم نکردند . در سجاده های نیمه شب ها ، در هیاهو ی روزها ، آنگاه که مسلمین ، مسلمین غافل از امام ، در بیابان های حیرت و گمراهی در بی خبری و غفلت سر گردانند، هستند کسانی که از امامشان دور نیستند.

نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ غرق حیرت از ..

شنبه 12 خرداد 1386 ساعت 11:0 صبح

چقدر سخت است از شما نوشتن


چگونه قطره می تواند از عظمت دریا بگوید


چگونه کنیزی کوچک از بانویی بزرگ بنویسد


بانویی که هیچ گاه ،هیچ کس قادر به درک عظمت او نخواهد بود


ایا کسی هست که شب قدر را درک کند؟


شب قدر که «خیر من الف شهر» است؟!!!!


من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادراک لیله القدر


معرفت و شناخت فاطمه با لیله القدر قیاس شده است


و ما ادراک ما لیله القدر؟؟؟و نخواهی توانست درک کنی


اسمانیان غرق حیرت و زمینیان عاجز از شناخت او...


              یــــــــــــا فاطــــــــــمه الـــــــزهرا (س)


ای دلیل خلقت هستی ای ادامه رسالت  نبی


                      ای تمام هستی علی


               جانم به قربان نامت  یا فاطمه جان


دستم گیر مادرم تا در این بازار شلوغ دنیا گم نشوم.


نوشته شده توسط : طلبه

نظرات ديگران [ نظر]


+ اخلاص

پنجشنبه 3 خرداد 1386 ساعت 1:21 عصر


یکی از علمای بزرگ اخلاق نقل می کرد که یکی از آقایان اهل منبر می گفت: من در آغاز منبرم سلام بر امام حسین علیه السلام می کنم و جواب نشنوم منبر نمی روم! این حالت روحانی از آنجا برای من پیدا شد که روزی وارد مجلس مهمی شدم و واعظ معروفی را بر منبر دیدم، این خیال در دل من پیدا شد که بعد از او سخنرانی جالبی کنم و او را بشکنم! به خاطر این خیال غلط تصمیم گرفتم چهل روز به منبر نروم به دنبال این کار (معاقبه خویشتن در مقابل یک فکر و خیال باطل) این نورانیت در قلب من پیدا شد که پاسخ سلامم را به حضرت، می شنوم. 


              **********             **********
جوانی قاری قرآن از مصر مهمان جمهوری اسلامی ایران بود، وقتی به زیارت آیت الله العظمی گلپایگانی قدس سره در قم نائل شد. حضرت آیت الله گلپایگانی به او فرمود: ممکن است من حمد و سوره ام را برای شما بخوانم تا ببینید چطور است؟
اوج تواضع را ببینید، عالم و مرجعی نود ساله حمد و سوره اش را نزد جوانی کم سن و سال می خواند. 


نوشته شده توسط : طلبه